واتچ ماهان

هدف سنایی از آوردن ابیات مدح، گوشزد به سلطان است

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

 

در بیست‌و‌سومین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی دربه همراهره سنایی مطرح انجام گرفت:

 

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۵۱

 

 

مریم حسینی در نشست درس‌گفتارهایی دربه همراهره سنایی گفت: هدف سنایی از مدح پادشاه، گوشزد به سلطان است و این نخستین به همراهر در شعر فارسی است که شاعری در میان مدح سلطان، او را پند و اندرز هم می‌دهد و راه هدایت را بر او آشکار می‌کند. سنایی سلطان را به صفت عدل ستایش می‌کند تا دادگری را به او بیاموزد. در حقیقت معایب سلطان را به او گوشزد می‌کند و از طریق ستایش او را به راه می‌خواند.


هدف سنایی از آوردن ابیات مدح، گوشزد به سلطان است

 

به نقل خبرگزاری کتاب ایران (واتچ ماهان)، بیست‌و‌سومین نشست از مجموعه درس‌گفتارهایی دربه همراهره سنایی به همراه موضوع «سنایی در سنایی آبه همراهد» و به همراه نقل کردرانی دکتر مریم حسینی (عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا، نویسنده و پژوهشگر ادبیات)  عصر چهارشنبه (۲۶ اردیبهشت‌ماه) در مرکز فرهنگی شهر کتاب برگزار انجام گرفت.
 
مریم حسینی در ابتدای نشست ضمن ارائه خلاصهای از آنچه که در بیست‌و‌دومین درس‌گفتار دربه همراهره سنایی گفته بود، بحث خود را به همراه خواندن ابیاتی از حدیقه سنایی دربه همراهره اینکه سنایی چگونه جهان را میبیند و تصویر جهان در نگاه او چگونه است، آغاز انجام و گفت: سنایی در این ابیات به مراحل آفرینش و اینکه پس از آفرینش نفس کلی، این نفس ناظر بر جهان است، اشاره دارد و اینکه چگونه هفت فلک بر چهار عنصر تاثیر می‌گذارد و سه مولود جمادی، نبه همراهتی و حیوانی از آن صادر می‌شوند.
 
حسینی ضمن اشاره به چگونگی بیان این سیر در اشعار سنایی، اظهار انجام: در حقیقت سنایی ابزار حرکت انسان به سمت به همراهلا و معراج را صفت ناطقه می‌داند. پس از بخشی را مطرح می‌کند که اعضای بدن آدمی را به شهر پیشه‌ورانی تشبیه می‌کند که عقل و نفس، هرکدام وزیر و پادشاه این شهر و سرزمین هسند و در ادامه زیادی از بحث‌های فلسفی روزگار خودش را مطرح می‌کند. همه این‌ها مقدماتی برای طرح این نکته است که آن زمانی که آدمی می‌تواند از بند جمع رها شود و به سمت دنیای به همراهلاتر حرکت کند، چگونه حالتی است، به همین جهت ابیاتی در وصف و صفت شب می‌آورد.
 
او ادامه داد: اینکه سنایی شب را مطرح می‌کند خیلی روشن است که می‌خواهد  ما را وارد یک فضای تاریک و مه‌آلود کند، فضایی که در آن حواس از حرکت به همراهز می‌ایستد، قوای جسمانی خاموش می‌شوند و قوای درونی و معنوی به حرکت درمی‌آیند. همه ما می‌دانیم که شب و تاریکی زمانی است که در آن فرصتی برای خوابیدن آرزوهای نفسانی و بیدار انجام گرفتن قوای روحانی است. به همین جهت است که سنایی آخرین ساعات شب را که به سحر نزدیک است را به یاد ما می‌آورد و در این زمان به صورت راوی اول شخص و کسی که این سحرگاه برای  خود او اتفاق می‌افتد، روایتی را نقل می‌کند.
 
۵۰۰ تا ۱۰۰۰ بیت در حدیقه در مذمت دنیادوستی و دنیاپرستی
نقل کردران نشست در ادامه ابیاتی از حدیقه را که سنایی در آن‌ها به همراه نفس کلی، عقل فعال و به همراه فرشته شخصی خود دیدار دارد را قرائت انجام و بیان انجام: نمونه این ابیات در ادبیات فارسی کم نیست اما به همراهید بگویم نمونه منظوم آن همین ابیات سنایی است که برای نخستین به همراهر در ادبیات فارسی پدید می‌آید. چون فضا، فضای تکمیلا فلسفی است، سنایی به  طبع نگاه ابن سینا، خود را در معرض این نگاه غریب قرار می‌دهد و به همراه پیری از آن عالم دیدار می‌کند.گفت‌وگویی میان سنایی و این پیر رخ می‌دهد و پرسش‌هایی رد و بدل می‌شود. آن پیر پایگاه و جایگاه خودش را تعریف می‌کند، جایگاهی که او را اولین فرخانومد آفرینش می‌نامد که این فرصت را دارد تا در مقامی قرار گیرد که ناظر بر عالم زمینی به همراهانجام گرفت، اما وقتی از سرزمین خودش می‌گوید و آن را شهر خدا می‌نامد، برای ما صحنه‌هایی مثل آرمان‌شهرها و اتوپیا را تصور می‌کند. این گفت‌وگو ادامه پیدا می‌کند، پیر حقایقی را بر سنایی آشکار می‌کند و در نهایت پیامی برای سنایی به همراهقی می‌گذارد که این جهان جایگاه تو نیست، تو مسافر هستی و مقصدو جایگاه تو جهان دیگری است.
 
عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا در ادامه گفت: سنایی که در این ابیات به همراه عالم به همراهلا محشور بوده و به همراه پیری از پیران ان جهان گفت‌وگو انجامه است، زمانی که به عالم زمینی برمی‌گردد، دیگر این جهان را نمی‌پسندد و این پیام پیر که اینجا جایگاه خشم، شهوت، آرزو، حرص و هوس است و جایگاه تو نیست، مدام در گوش او تکرار می‌شود. به همین جهت پس از این ماجرا حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ بیت در حدیقه داریم که در مذمت شهوت راندن، در چشم نگه داشتن، شاهدان و صفات آن‌ها، غلام‌به همراهرگی و … داریم که این ابیات در حدیقه به انجام گرفتت حالت هزل و هجو دارد، دشنام‌گون و تند است و حتی در جاهایی سنایی به همراه کلمات رکیک رنج خود را از غلام‌به همراهرگی، شاهدپرستی و شاهددوستی بیان می‌کند. به انجام گرفتت به دنیا دوستان و دنیاپرستان می‌تازد و حکایت‌هایی در به همراهب بزرگانی می‌آورد که چگونه دنیای فانی را کوچک شآقاند و آن را رها انجامند.
 
سنایی جزو آن عارفان مرگ اندیش است
وی ضمن خواندن حکایت لقمان که سنایی در حدیقه آورده است، به نگاه سنایی نسبت به مرگ اشاره انجام و افزود:  در میان عرفا دو نوع نگاه به مرگ داریم، یک عده از مرگ استقبه همراهل می‌کنند و لحظه احتزار را بهترین لحظه خانومدگی خود برمی‌شمرند و عده‌ای هم از آن می‌هراسند و می‌پرهیخانومد. سنایی جزو آن دسته است که مرگ اندیش است، مرگ را دوست دارد و از آن استقبه همراهل می‌کند. به نظر او مرگ دری است گه که فرصتی برای آدمی فراهم می‌کند تا به عالم دیگر راه یابد. سنایی حکایت آدمی در این دنیا را به یخ فروش نیشابور تشبیه می‌کند که در گرما سرمایه او آب می‌شود و از بین می‌رود و او هیچ بهره‌ای از آن نمی‌برد.
 
حسینی در ادامه ابیاتی از حدیقه که نگاه سنایی به این دنیا را نشان می‌دهد، خواندو اضافه انجام: از بخش‌های جالب کتاب حدیقه که معمولا کاهش خوانده انجام گرفته و کسی به ان توجه چندانی نانجامه، بخش‌هایی است که سنایی در هجو خویشان خود می‌گوید و صفت‌هایی برای آنان برمی‌شآقا. سنایی این بخش را به همراه خویشان خود شروع می‌کند، بعد به صوفی، فقیه و فقها می‌پردازد و به مناسبت، حکایت‌هایی هم نقل می‌کند. تنها کسانی که در این بخش مورد هجو و هزل سنایی قرار نمی‌گیرند، پدر و مادر او هستند.
 
او ادامه داد: کتاب حدیقه سنایی را از زیادی جهات می‌توان به همراه «کیمیای سعادت» امام محمد غزالی یا «احیا علوم دین» مقایسه انجام. دو بند یا بخش در کتاب حدیقه از بخش‌های خواندنی این کتاب است که فضای کتاب را از آن فضای دهشت‌به همراهر زمینی بیرون می‌آورد و ما را به عالم معرفت نزدیک می‌کند. آن هم فصلی در شوق و فصلی در به همراهب عشق است.
 
چرا سنایی به مدح سلطان می‌پردازد؟
این استاد زبه همراهن و ادبیات فارسی ضمن خواندن ابیاتی از فصول  شوق و عشق و نقل حکایات‌ها و بیان توضیحاتی دربه همراهره توصیفات سنایی در این فصول گفت: یکی از اتفاقات جالب در حدیقه این است که بعد از این فصول سنایی یک فصل مفصل در مدح سلطان می‌آورد که شاید برای زیادی از خوانندگان و مخاطبه همراهن او جای سوال و تعجب داشته به همراهانجام گرفت که چرا سنایی به همراه آن همه ابیاتی که در به همراهب مذمت دنیا دوستی و دنیاپرستی دارد و اینکه از این کار توبه انجامه، یک فصل به مدل سلطان اختصاص داده است؟ در پاسخ به این سوال می‌توان گفت که سنایی همان زمانی که از آمدن به دربه همراهر عذرخواست، این کتاب را به بهرام شاه تقدیم انجام و طبیعی است که تقدیم‌نامه‌ها به همراهید به همراه مدح و ستایش سلطان همراه به همراهانجام گرفت. نکته دیگری می‌توان در پاسخ این اشاره انجام، این است که بگوییم سنایی هنوز درگیر آن فضای دوگانه فکری است و سویی زمینی و سویی آسمانی دارد.
 
سنایی اولین شاعری است که در میان مدح سلطان، به او پند و اندرز هم می‌دهد
او ادامه داد: اما پاسخ سوم که من به این مجموعه اضافه می‌کنم این است که اگر به همراه دقت در ابیات و نه فقط از روی عنوان فصل، می‌توان پی برد که هدف سنایی از آوردن این ابیات مدح، گوشزد به سلطان است و این نخستین به همراهر در شعر فارسی است که شاعری در میان مدح سلطان، او را پند و اندرز هم می‌دهد و راه هدایت را بر او آشکار می‌کند. اگر بسامد واژگان را در این فصل محاسبه کنید، می‌بینید که مهم‌ترین و پربسامدترین آن، عدل و داد است. سنایی سلطان را به صفت عدل ستایش می‌کند تا دادگری را به او بیاموزد. در حقیقت معایب سلطان را به او گوشزد می‌کند و از طریق ستایش او را به راه می‌خواند. سنایی در قرن پنجم و ششم که عهد مبه همراهرزه و ستیز به همراه پادشاهان و سلاطین نیست و شاهان در نظر آقام، سایه خداوند در روی زمین هستند، راهی برای رهاندنآقامان جست‌وجو می‌کند و آن راه، هدایت شاهان است. او به تناوب حکایت‌هاییی از انوشیروان که در شعر فارسی به صفت دادگری مشهور بوده، محمود غخانوموی و دیگران نقل می‌کند تا به پادشاه گوشزد کند که راه نجات او و آقام سرزمینش، دادگستری است.
 
سنایی‌آبه همراهد حسن ختام حدیقه
حسینی در ادامه اظهار انجام: گاه زبه همراهن سنایی، حتی نسبت به سلطان، تند می‌شود که در همین کتاب حدیقه هم نمونه‌های فراوان دارد. سنایی در پایان حدیقه و پس از آن که روایت‌های خود را از مسائل مختلف نقل می‌کند، از خود نقل کرد می‌گوید و به تعریف از کتاب خود می‌پردازد. سنایی از جمله شاعرانی است که به همراهرها در به همراهب خانومدگی خود و آنچه بر او رفته در کتاب حدیقه نقل کرد گفته و حسن ختام این کتاب هم شعر سنایی آبه همراهد است که در آن به معرفی و توصیف کتاب خودش پرداخته است. پیشبینی انجامه که هر شاعری بعد از او بیاید، بی‌شک اشعار سنایی را به خاطر می‌آورد و آفتاب نقل کرد او هیچ‌گاه غروب نخواهد انجام.